تبليغاتX
ادبیات و فرهنگ و سیاست در اشتروت
ادبیات و فرهنگ و سیاست در اشتروت
ادبیات و فرهنگ و سیاست در اشتروت

دغدغه ای که امروز برای هر انسان ازاده ای وجود دارد همانا نگاه انسانی به افراد فارغ از جنس ونژادومذهب و.....است.نگاهی که اگردرجامعه بسط پیدا کند میتواند بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی وسیاسی وحتی اقتصادی را بهبود ببخشد وما را بسوی ان جامعه ایده الی که ارزوش را داریم سوق دهد .برای رسیدن به این ایده ال همه باید دست به دست هم بدهیم.

باارزوی روزهایی بهتر

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
< a href="cat-1.aspx" class="links" target="_blank">شعر نو
< a href="cat-2.aspx" class="links" target="_blank">زیباترین اشعار نو
< a href="cat-3.aspx" class="links" target="_blank">مقالات پیرامون مسائل روز
اخبار
پشتيباني

قالبساز آنلاين .

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
تاپ لینک ها
سخنان زیبا از بزرگان
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزاردهنده بود . گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست . این تجربه واقعی آزادی است : داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی.

 ....................................

در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم

ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر

شجاعت آن را نداریم

 .....................................

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد .

 ......................................

اگر ما عاشق باشیم دنیا تغییر می کند.
نور عشق ظلمت گناه را از بین می برد.
باید که جویای عشق دیگران باشیم ، حتی با وجود ترس از
این که دست رد به سینه ما بزنند.
با ترس از نگاه های تند ، با ترس از سنگدلی دیگران.
هرگز نباید اجازه دهیم که از جست و جوی عشق دست
بکشیم.
.....................................
یه روز یه خارجی میاد ایران میبینه تو مسجد غذا میدن میگه مگه اینجا نباید نماز بخونن؟ بهش میگن اگه نماز میخوای برو دانشگاه.
میگه مگه تو دانشگاه جای درس خواندن و آدمای روشنفکر نیست؟میگن اگه آدم روشنفکر میخوای برو زندون اوین.
میگه زندون که جای دزداست میگن: زکی پس کی مملکت رو میگردونه.
....................................
GOD
گفتگو با خدا

I dreamed , I had an interview with god.
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?
خدا گفت :

So you would like to interview me !
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.
گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,
خدا لبخند زد.

My time is eternity.
وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered :
خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .
حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,
و بعد

lose their money to restore their health .
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,
، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .
نه در آينده

That they live as if they will never die ,
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .
و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :
بعد پرسيدم

As the creator of people ,
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.
اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.
اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه



[ ]
+
تاپ لینک ها
یهود چگونه به ایران امد

تاریخچه حضور یهود در ایران

در رابطه با تاريخ ورود يهود به ايران با بررسي آثار باستاني به جاي مانده از يهوديان مي‌توان رد پاي آنان را در استر آباد گرگان و دره موسي در انتهاي تپه‌هاي آب علي، دهكده گيلعاد دماوند و ده‌ها، قصبه و جايگاه‌هاي ديگر كه با نام مسجد سليمان، بارگاه سليمان، تخت سليمان، دكان داوود، مقبره دانيال، مقبره استر و مردخاي و ديگر نام‌هاي موجود در كشور، پي‌ گرفت كه اينها دلالت بر گستردگي وجود اين قوم در ايران داشته است.
آن چه مسلّم است اين كه مهاجرت اين قوم به ايران در عهد باستان و در قبل از ميلاد مسيح بوده و آن هم سه بار، و تقريباً تمام مهاجرت‌ها اجباري و توسط حكومت‌هاي منطقه بين النهرين بوده است.
اولين كوچ اجباري اين قوم در بين سال‌هاي 741 تا 749 قبل از ميلاد، در روزگار حكومت تيگلات پلاسر، پادشاه آشور بوده؛ زيرا آشوريها پس از تسلط بر اورشليم مردم آن سرزمين را به صورت اسير به سمت ايران مي‌فر‌ستند كه‌ در مناطق غربي و بخش‌هاي جنوب غربي درياي خزر و دامنه‌ كوه‌هاي قفقاز ساكن مي‌شوند. در عهد باستان مردمان آن روزگار، كرانه‌هاي درياي خزر و كوه‌هاي قفقاز را پايان دنيا به حساب مي‌آوردند. اصطلاح كوه قاف را امروزه نيز مردم براي اشاره به دورترين نقطه عالم استعمال مي‌كنند. و آن از كلمه قفقاز، گرفته شده است.[1] به گمان آشوريان، فلسطين را مركز جهان و كوه‌هاي قفقاز را پايان آن مي‌دانستند كه با تبعيد يهوديان به آن ديار، خواسته‌اند براي هميشه مركز جهان را از اين قوم پاك سازي كنند.
شهر گيلعاد كه امروزه گيليارد خوانده مي‌شود، داراي گروه كثيري يهودي بوده و سنگ‌هاي قبر آنجا گواه اين مدعا است. سنگ‌هاي مذكور تا قبل از تصرف املاك يهوديان آن ناحيه توسط سيد نقيب زاده مشايخ، در 1929م بر سر قبرهاي آنجا باقي بود.[2]
دومين مرحله از ورود اجباري يهوديان به مرزهاي ايران، بيست سال پس از فرمانروايي تيگلات پلاسر، در روزگار فرمانروايي شلمانصر پنجم ( 722ـ 728) پادشاه ديگر آشور صورت گرفت. وي پس از ويراني كشور يهود آن قوم را به خابور (موصل كنوني) تبعيد كرد.[3]
سومين مرحله تبعيد يهود، در زمان سلطنت بخت النصر، پادشاه بابل بود. وي در سال 597 قبل از ميلاد، فلسطين را تصرف كرد و حاكم يهودي اورشليم را با افراد خانواده‌اش به اسارت گرفته و به بابل آورد. 9 سال بعد يهوديان شورش كردند و لشكريان بخت النصر وارد اورشليم شدند و پس از قتل و غارت شهر 50 هزار نفر از يهوديان را به اسارت گرفته و آنها را به سمت بابل به تبعيد فرستادند. كه تا زمان كوروش در آن شهر در اسارت بودند.[4]
رابطة يهوديان با زرتشتيان:
هخامنشيان، دين و آيينشان زرتشتي بود و از تعليمات زرتشت پيروي مي‌نمودند. و يهوديان از حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ تبعيت مي‌كردند، اما با بررسي تاريخ آن زمان و مد نظر قرار دادن اديان آن دوره متوجه مي‌شويم كه آشوريان و سومريان و ديگر اقوام آن دوره داراي مذهب چند گانه‌ پرستي بوده اند و خدايان مختلفي را پرستش مي‌كرده اند. فلذا تنها اديان توحيدي آن روزگار آيين زرتشت و يهود بوده كه طبيعتاً باعث ايجاد علقه‌اي ديني و اشتراك معنوي و مذهبي در بينشان مي‌شده و با توجه به اين كه اين دو دين از اديان (با قبول پيامبر بودن زرتشت) الهي بوده‌اند، ناخود آگاه اشتراكات عقيدتي و توحيدي در ميانشان به وجود مي‌آمده است. فلذا آن چه كه در كتب تاريخ نمود پررنگي يافته است، نجات قوم يهود به دست كوروش بوده، كه شايد انگيزه اين اقدام نيز جنبه ديني داشته است. از اينرو در تورات و كتب مذهبي يهوديان از كوروش به نيكي ياد شده.
خداوند به مسيح خويش، يعني كوروش، كه دست راست او را گرفتم تا امّت‌ها را به حضور وي گشاده گردانم، و دروازه‌ها ديگر بسته نشود چنين مي‌‏فرمايد:
«كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جا‌هاي ناهموار را، هموار خواهم ساخت، و درهاي برنجين را شكسته، پشت بندهاي آهنين را خواهيم بريد، و گنج‌هاي ظلمت و گنجينه‌هاي پنهاني را به تو خواهم بخشيد، تا بداني كه من، يهوه كه تو را به نام‌ات خوانده‌ام خداي اسرائيل مي‌باشم.[5]»
همان طور كه اشاره شد در سومين تبعيد يهوديان به بابل پس از حدود هفتاد سال، با ظهور كوروش پادشاه هخامنشي و حمله وي به بابل، يهوديان به اسارت گرفته شده توسط بخت النصر، از اسارت آزاد مي‌شوند.
موقعي كه بخت النصر به استقلال يهوديان خاتمه داد و آنها را به اسارت برد. در بين اسرا مردان فاضل و صاحب قلم و سياسي و آشنا و مؤمن به مذهب حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ زياد وجود داشت، به همين جهت توانستند توجه كوروش و سلاطين بزرگ بعدي هخامنشي را به خود معطوف و آنها را متوجه نفع كشور پارس در تجديد استقلال يهود بنمايند و در نتيجه بعد از يك پراكندگي 48 ساله عده‌اي از آنها به كشور اجدادي مراجعت نمودند.[6]
به همين دليل يهوديان كوروش را منجي خود مي‌دانند و همواره خود را مديون كوروش و پارسيان مي‌دانند، و حتي امروز نيز زرتشتيان و پارسيان نسبت به ساير اديان و اقوام، مورد احترام يهوديان مي‌باشند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ايرانيان يهودي، علي اصغر مصطفوي و آتوسا مصطفوي.
2. تاريخ يهود ايران، دكتر حبيب لوي.
3. يهوديان و اليگارشي يهودي، عبدالله شهبازي.وتشکر از تارنمای گروه مبین


[ ]
+
ده کلید برای تقویت روحیه

ده کلید برای تقویت روحیه

۱) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه، خواه از طریق اندیشیدن و تفکر، سعی کنید بعضی راه هایی را که باعث شناخت شما از خودتان می شود و این که چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید. چنانچه به این توصیه عمل کنید، بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.

۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید. حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید، برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متأثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.

۳) بیش از حد توان تان کار نکنید
همه ما با سخت کوشی، خواهان تأمین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعادل را در زندگی حفظ کنیم. معمولاً آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تأمین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است، بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا این که با خانواده یا دوستانتان راجع به تأثیرات شغلی تان بر روی آنها صحبت کنید.

۴ ) از افراد منفی دوری کنید
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناامنی می کند اجتناب کنید. حتی المقدور ارتباط خویش را با کسانی که برای شما افسردگی به ارمغان می آورند به حداقل برسانید، کسانی که اکثراً محبت های دریافتی را بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائماً از شما انتقاد می کنند. صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد براساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحاً از آنها بخواهید شما را رها کنند.

۵ ) مثبت فکر کنید
سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و رفتن به کلاس توسعه دهید. علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید.
همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس گرفته اند و مغلوب شکست شان نشده اند. اگر شما توانایی هایتان را به خوبی افزایش دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعاً قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.

۶ ) ورزش، ورزش، ورزش
یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه، اعم از این که پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون، فشار و
اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد. ورزش و تمرینات بدنی، افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزش های مناسب آنها وجود دارد. تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیارمناسبند. بعضی تمرینات نیز می توانند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد، نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک مؤثری محسوب می شود.

۷ ) بخشی اوقاتتان را تنها بگذاریداز
«لذت بردن از جمع دوستان» و «تنهایی» دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند.
علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام ، گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت، زمانی رابرای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید. چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.

۸ ) به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند
وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را برطرف کند، بنابراین مشکلاتتان را کاملاً در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلاعوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز می تواند به نفع شما تمام شود. اگر در مقابل کمکی کم دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید. به این ترتیب جمعیت مناسبی از دوستان و اقوامی را در اطراف خود جمع می کنید که شریک اوقات خوش شما هستند و مددکاران زمان تنگی و سختی تان.

۹ ) ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت، احساساتتان را نسبت به خانواده، دوستان و مدرسه و دانشگاه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آنها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار، انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران شما را به «عصبانیت» خواهند شناخت.عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.

۱۰) موقع احتیاج، کمک بطلبید
افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانید با آنها مشورت کنید. چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده، مشکلات تان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید، با مشاورینی صحبت کنید که خواهان کمک و یاری به شما هستند. اگر احساس عدم امنیت، نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فوراً از یک مشاور متخصص کمک بگیرید.


[ ]
+
تاپ لینک ها
تاپ لینک ها
خود کشی دانشجویان

مسئله ای بنام گزینش در ادارات و دانشگاه ها

خود کشی دانشجوی تربیت معلم شهید مقصودی همدان به دنبال رد شدن از گزینش

 بهانه ای شدتا بیشتر به این معضل بپردازیم. بخصوص از زمان روی کار امدن احمدی نژاد

بر میزان سخت گیریهای گزینشی افزوده شده است و در این میان بسیارند افرادی که

با ابروی انها بر سر مسائل بسیار جزئی که حتی از نظر جزایی هم جرم حساب نمیشود

  بازی شده و بسیاری هم کار خود را از دست داده اند و حتی دامنه ان به دانشگاه ها نیز

 کشیده شده است.چیزی که تا به حال سابقه نداشته و با ستاره دار کردن دانشجویان انها

 را از ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر باز میدارند.

 خواندن تعریفی هم که یکی از دوستان از گزینش کرده است خالی از لطف نیست:

گزینش مکانی است که افراد را برای تصدی پستی انتخاب میکنند ولی تنها چیزی که

به ان توجه نمیشود قابلیت علمی و کارایی برای انجام ان پست است

 وبجای ان باید شرایط خاصی چون رفتن به نماز جمعه٬پوشیدن چادر ونداشتن ارایش برای

 خانم هاولباس استین بلند و داشتن ریش برای اقایان٬عبوس بودن و بسیجی بودن ٬تزویر وریا

 و زیر اب دوستان را زدن و ......... نام برد.

حال با این احوال کار کردن در ادارات دولتی تبدیل به شکنجه گاه کارمندان شده است

 هر روزی بخاطر مسئله ای باید به گزینش جواب پس داد و در صورت مورد تائید نبودن

  به راحتی هر چه تمام تر کنار گذاشته میشوی.

حالا میشود درک کرد که چرا این دانشجوی تربیت معلم همدان دست به خودکشی

زده است.کسیکه زحمت فراوانی برای قبول شدن در تربیت معلم کشیده و ارزو های

 فراوانی در سر دارد ناگهان همه انها بر سرش خراب میشود.

ایا راهی جز خودکشی برای این فرد وجود دارد؟و ایا او با اراده خود اینکار را انجام داده

 و یا اینکه اورا محکوم به مرگ کرده اند؟

اینها سوالاتی است که مسئولین و در راس انها رئیس جمهور که بطور مستقیم افراد

گزینش را انتخاب میکند باید پاسخگو باشند.

فیلم خود کشی دانشجوی تربیت معلم همدان و مطالبی در این مورد را در ادامه مطلب ببینید


[ ]
+
چند خبر قابل تامل

کمک سی میلیاردی شهرداری تهران به حزب الله لبنان

با طرح دو فوریتی شورای شهر تهران ، اختصاص مبلغ سه میلیارد تومان از خزانه شهرداری به شیعیان لبنان ، تن هر ایرانی را ( منظور ایرانی وطن پرست است ) می لرزاند . اگر به همین منوال بخواهد پیش برود بعید نیست که کمیته ای در ایران درست شود که درب خانه منازل شهروندان را بکوبد و باج و خراج جهت لبنانی ها جمع کنند . اصلا بعید نیست با قبض های نوسازی ، به سازی ، هواسازی ، زیبا سازی ، مالیات خانه ، مالیات پیاده رو ، مالیات زیستن که شهرداری برای شهروندان صادر می کند ، همین روزها شاهد باشیم که قبضی هم برای کمک به برادران لبنانی از طرف شهرداری با امضای شخص شخیص چمران به درب خانه مان بیاید . خدا آخر و عاقبت مملکتی که برنج یک شبه سه هزار تومان گران می شود را به خیر کند که از فرط دارایی نمی داند چگونه پول نفت و پول بیت المالش را دور بریزد . راستی وقتی توی صف می ایستادید تا کشتی گیران ، برادر شهیدان ، تکواندو کاران ، بدل کاران ، سبزی فروشان را به شورای شهر بفرستید ، روزی فکر می کردید که همان مالیاتی که برای زیباسازی و آشغال جمع کنی مکانیزه سر چهارراه ها و کوچه هاتان با زور ازتان گرفته شده ، خرج عملیات خود ترکانی برادران لبنانی تان شود ؟ چشم تان کور و دندتان نرم تا دیگر رای را به تبلیغات و جناحات ندهید و به این کاره ها بدهید . 

ا‏يران، پنجمين کشور دنيا در تورم

الف: در جدیدترین رتبه بندی کشورها از نظر داشتن نرخ تورم کمتر، ایران با داشتن نرخ تورم 19 درصدی در پایان سال 2007 میلادی در ردیف 176 این کشور در میان 180 کشور جهان قرار گرفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صندوق بین المللی پول، در این رتبه بندی تنها چهار کشور اریتره، گینه، میانمار، زیمباوه با داشتن نرخهای تورم به ترتیب (22.7، 23.4، 36.9 و 16170 درصد) از ایران تورم بیشتری داشتنه اند و 175 کشور دیگر جهان از نرخ تورمی کمتر از ایران برخوردار بوده اند.

در این رتبه بندی کشورهای ژاپن و نیجر با داشتن نرخ تورم صفر درصد دارای کمترین نرخ تورم هستند و نرخ تورم در 87 کشور کمتر از 5 درصد و نرخ تورم در 156 کشور نیز کمتر از 10 درصد بوده است.

طبق برنامه چهارم توسعه (جدول یک پیوست برنامه) قرار بود در سالهای 84 تا 88 نرخ تورم در کشورمان در سطح 9.9 درصد مهار شود اما با روی کارآمدن دولت جدید در تابستان سال 1384، دولت جدید هدف اصلی خود را "افزایش طرح های عمرانی" اعلام کرد و با چاپ و تزریق صدها هزار میلیارد ریال پول به اقتصاد ایران (در ازای برداشت از حساب ذخیره ارزی)، عملاً طی دو سال اول کار خود نقدینگی را به حدود دو برابر افزایش داد.

در زمستان 84 و به هنگام تقدیم اولین بودجه دولت نهم، اقتصاددانان مجلس به شدت نسبت به تورم زا بودن افزایش شدید بودجه های عمرانی به دولت هشدار دادند اما از سوی دولت، بدخواه و کینه جو معرفی شدند.

آقای دکتر داوودی معاون اول رییس جمهور روز سوم اردیبهشت ماه در مراسم تودیع دکتر داوود دانش جعفری برای اولین بار رسماً اعلام کرد که دولت افزایش طرح های عمرانی و کاهش نرخ بیکاری را به مهار تورم اولویت می دهد و تزریق نقدینگی به اقتصاد و ایجاد تورم را به عنوان هزینه افزایش طرح های عمرانی و کاهش نرخ بیکاری پذیرفته است.
 
سخنان کروبی در نشست حزب اعتماد ملی

افتاب: حجه الاسلام مهدی کروبی با اشاره به سخنرانی احمد نژاد در دانشگاه كلمبیا گفت: «‌باید بگویم چند دیپلمات ایرانی به خاطر آن موضوع (سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا) ضمن ابراز تاسف به من گفتند كه آن سخنان آبروی ما را برد. با این همه آقای رییس جمهور می گویند كه در آن ماجرا امام زمان (عج ) مسئله را هدایت می‌كرد».
وی در ادامه با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری نهم گفت:« اقبال عظیم مردم به ما اصلاح‌طلبان، تبلورش در انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی بود اما بعد از ایشان آقای احمد‌ی‌نژاد بر سر كار آمد من این را ساده نمی‌بینم كه فردی با سابقه انقلابی كه دو دوره رییس مجلس است، داوطلب ریاست جمهوری است، اما كسی دیگر رای می‌آورد كه چندان سابقه‌ای هم ندارد».

همچنین دبیر كل حزب اعتماد ملی با اشاره به سخنان اخیر فرمانده كل سپاه مبنی برتجدید نظر در ماموریت ها و ساختار داخلی سپاه پاسداران خواستار توضیح فرمانده كل سپاه درباره انگیزه این تغییرات شد .

وی گفت : « اصل و كلیت این موضوع را قبول داریم كه وظیفه سپاه پاسداران حفاظت از اصل انقلاب اسلامی است اما به نظر می رسد كه ایشان در صحبت های خود بر این موضوع تاكید كرده اند كه سپاه تنها نیرویی نظامی نیست و آیا می توان از صحبت های فرمانده محترم سپاه این چنین برداشت كرد كه سپاه می تواند در مسائل سیاسی چون انتخابات دخالت كند . آیا منظور این است كه اگر دو نفر در عرصه انتخابات به رقابت با یكدیگر می پردازنند باید این نیرو به نفع یك نفر وارد عرصه شود . این موضوع نگرانی هایی را برای من ایجاد كرده است ».

وی افزود :‌« باید در این باره توضیح داده شود كه منظور از تجدید نظر در ساختار سپاه چیست آیا منظور دخالت دراموری مثل انتخابات است بنابراین باید در این مورد توضیح دهید تا شائبه ای در این باره ایجاد نشود ».

سخنان اخیر احمدی نژاد در جمع طلاب مشهد كه گفته بود اعتقادم بر این است كه امام زمان دارد مدیریت می كند نیز مورد انتقاد مهدی كروبی دبیركل حزب اعتمادملی قرار گرفت .

كروبی با اشاره به سخنان وی گفت: ‌« به نظر من اكنون مسئله ای عقیدتی برای ما ایجاد شده است و اوضاع به گونه ای شده كه رییس جمهور محترم می فرمایند امام زمان (عج ) كشور را مدیریت می كند و این جای بسی تعجب دارد».
وی با اشاره به سخنرانی احمد نژاد در دانشگاه كلمبیا و مواضعی كه در این مورد گرفته است گفت : «‌ باید بگویم چند دیپلمات ایرانی به خاطر ان موضوع ضمن ابراز تاسف به من گفتند كه آن سخنان آبروی ما را برد. با این همه آقای رییس جمهور می گویند كه در ان ماجرا امام زمان (عج ) مسئله را هدایت می كرد» .

كروبی خطاب به احمدی نژاد همچنین گفت :« بهتر است مشكلات را به خشكسالی، به آمریكا و یا دولت های پیشین حواله دهید این راه منطقی تر وساده تر است».
دبیر كل حزب اعتمادملی افزود : «با این اوصافی كه شما از امام زمان (عج ) می فرمایید عده‌ای خواهند گفت آقایی كه هنوز نیامده مدیریتش این چنین است بعد هم كه بیاید چه خواهد شد. و این با اعتقادات ما سازگار نیست مسائل فلسفی و اعتقادی برای برخی از مردم ملموس نیست اما همه آنها وضعیت خراب اقتصادی را كاملا درك می كنند و هر كس كه بگویید اوضاع خوب است برای آنها قابل قبول نخواهد بود ».

برای خواندن مطلبی در مورد اجبار در استفاده از چادر ملی ودادن نظر به اینجا بروید


[ ]
+
عشقبازی
عشقبازی به همين آسانی است...
شاعری با کلماتی شيرين
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب يلدای کسی با شمعی
و دلآرام و تسلا
و مسيحای کسی يا جمعی

عشقبازی به همين آسانی است....
که دلی را بخری ؛ بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی ؛ رنجها را تخفيف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپيچی همه را لای حرير احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هايت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همين آسانی است.....
هر که با پيش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پيغامی با رهگذری
هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده ؛ در لحظه کار
عرضه سالم کالائی ارزان به همه
لقمه نان گوارايی از راه حلال
و خداحافظی شادی در آخر روز
ونگهداری يک خاطر خوش تا فردا
در رکوعی و سجودی با نيت شکر

[ ]
+
مطلب ازاد
این پست نظرات زیبای افراد مختلف در مورد جامعه کنونی ایران است.امیدوارم خوشتون بیاد.

به ادامه مطلب بروید

 


[ ]
+
زنان

شیرین عبادی: حقوق زن و دموکراسی دو کفه یک ترازو هستند



سخنرانی شیرین عبادی در کنفرانس مطبوعاتی "حقوق زن" در کانون مدافعان حقوق بشر

امروز همزمان با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی "حقوق زنان" در کانون مدافعان حقوق بشر، حکم دادگاه تجدید نظر دلارام علی فعال حقوق زنان، فعال دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضا نیز تایید شد. بر اساس این حکم، محکومیت دلارام علی به مدت دوسال و 6 ماه زندان به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 1385 در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانین جمهوری اسلامی در میدان هفت تیر، قطعی شد و او قرار است خودش را به دایره اجرای احکام معرفی کند.

آنچه می خوانید متن سخنرانی شیرین عبادی دراین کنفرانس مطبوعاتی است که درباره دلارام علی، روناک صفازاده و زهرا بنی عامری سخن گفته است. گزارش کامل کنفرانس مطبوعاتی را به زودی خواهید خواند.

مردان آگاه هم به این اصل رسیدند که باید همگام با خواهران خودشان در پی کسب حقوق برابر باشند و به همین دلیل است که حقوق زن و دموکراسی دو کفه یک ترازوهستند. زنانی که محاکمه می شوند به علت اینکه خواسته های انسانی شان را مطرح می کنند در دادگاه به اقدام علیه امنیت، اخلال علیه نظام و... متهم می شوند. دادگاههای ایران حاضر نیستند، و این شهامت را ندارند که بگویند زنی را محاکمه می کنند که می خواهد بگوید من یک انسانم ومن حق دارم. به او مارک می زنند که تو می خواهی براندازی کنی یا اقدام علیه امنیت ملی کنی.

نمونه بارزش موکل خود من و دختر من است که در واقع جای دختر من است. کسی که من به او افتخار می کنم، کسی که شجاع تر از من و مبارزتر ازمن به خیابان رفته که بگوید دیه زن باید برابرمرد باشد. که بگوید من یک نوعروس هستم که نمی خواهم شوهرم هوو سرم بیاورد، دلارام علی را که محکوم کردند به دو سال و ۶ ماه حبس. امروزخبر دادند که حبسش قطعی شده و باید خودش را معرفی کند و او را باید به زندان ببرند. خودش داوطلب شده که خودش را به زندان معرفی کند. می‌دانید چرا؟ به همان علتی که سقراط جام شوکران را سرکشید.

عیبی ندارد این زندانها تمام می‌شود. اما سخن من با آن دادگاهی است که شهامت نداشت بگوید این دختر را به این دلیل محکوم کردم که فقط می گفت نمی خواهم هوو سرم بیاید.

من صحبتم با افرادی است که سر زنان بلا می آورند، که یک دختر تحصیل کرده ، دکتر، به جرم این که در خیابان راه می رفته، با همکار مردش صحبت کرده، به زندان فرستاده می شود، و رفتار توهین آمیز با در زندان می کنند. او در همدان نیم ساعت قبل با خانواده اش تلفنی صحبت کرده و روحیه خیلی خوبی داشته و بعد از نیم ساعت جسدش را تحویل می دهند که آثارکبودی بر بدنش است. شما به من بگویید آیا این دخترظرف نیم ساعت خودکشی کرده؟ زهرا کاظمی شد چند تا؟ ظرف نیم ساعت؟

از همه بدتر، چرا مقامات قضایی چشم می بندند به این قضایا، چرا مقامات قضایی شهامت ندارند بگویند وقتی زنی بگوید من نمی خواهم هوو سرم بیاید می گویند متهم به براندازی هستی ؟ تا کی پرده پوشی؟ تا کی بحث های تئوریک؟ چندین سال است که بحث تئوریک کردیم، سالها هم بحث کردیم که شریعت اسلام با حقوق زن برابر نیست. به کجا رسیدیم ؟ چه کسی حرف ما را گوش کرد؟

می رویم در خیابان فقط به خاطر اینکه شادی مان رو ابراز کنیم. روز زن است. دیدید چه کردند؟همین دلارام علی که سقراط وار خودش را به زندان معرفی می کند و جام شوکران را سرمی نوشد، در هجوم پلیس، روز 22 خرداد که زنان جمع شدند، دستش شکست.گواهی پزشکی قانونی بردیم، عکس بردیم، استشهاد بردیم، من ازرئیس نیروی انتظامی در دادسرای عمومی شکایت کردم . می دانید چه شد؟ سه بار بازپرس رئیس نیروی انتظامی را احضار کرد که بیا و توضیح بده. او فقط در پاسخ گفت اینها خلاف قانون در خیابان جمع شدند. وهم اعلام کردیم که اولا خلاف قانون نیست زیرا که تجمع مسالمت آمیز آزاد است، اما فرض کنیم استدلال پلیس درست بوده باشد. اگر کسی کار غیر قانونی می کند آیا پلیس باید دستش را بشکند؟ استدلال ها کارگر نشد، بلاخره آقای بازپرس با شهامت برای پلیسی که دست دلارام علی را شکسته بود قرار منع تعقیب صادر کرد. و حالا به این دختر می گویند بر زندان.

کمپین راه افتاد . در کمپین مطالباتی مطرح بود که برای صحت تک تک جملاتی که به کار رفته بود ما توضیح المسائل را بردیم به دادگاه . و چون نتوانستند یک جمله خلاف شرع پیدا کنند تمام فعالین حقوق زن و کمپین یک میلیون امضا محکوم شدند به اقدام علیه امنیت ملی. وقتی زورشان نمی رسد مارک ارتداد بزنند مارک اقدام علیه امنیت می زنند. چرا شهامت ندارند که بگویند با "حقوق زن " مخالفیم؟

الان روناک، فعال کمپین یک ماه است که در زندان سنندج به سر می برد. می گویند با فلان دسته همکاری می کند-که دروغ است- تهمت زده اند که دروغ است. خانه اش را گشته اند هیچی پیدا نکرده اند. یک دختر 21 ساله را جایی برده اند که کسی سراغ ندارد. دائما پدر و مادر ها را تهدید می کنند، که اگر حرف بزنی بد تر می شود. به خانواده زهرا گفته اند که اگر شیرین عبادی را به عنوان وکیل انتخاب کنید دیگه کارتون خراب می شود. یعنی چه . می خواهید دومرتبه بکشیدش؟ پدر و مادر ها را تهدید می کنند.می گویند دختر ها درس بخوانند اما حق ندارند با شعور بشوند؟ این چه شیوه برخورد با زنان مملکت است؟

من از همین تریبون به مردم جهان اعلام می کنم، احکام محکومیت زنان صرفا به خاطر حمایت از حقوق زن است . صرفا به خاطر این است که ما با تعدد زوجات مخالفیم ! به این خاطر است که ما دیه برابر می خواهیم! بی خود به ما برچسب ارتداد یا اقدام علیه امنیت ملی نزنید. ما این را به جهان اعلام می کنیم.

درنشست «مسايل زنان» مطرح شد: قوانين ما در مورد زن ناقص و نارساست

این سخنرانی دريكشنبه13 آبان 1386 انجام شده است

ادامه مطلب را هم بخوانید


[ ]
+
نجات پاسارگاد

نامه سرگشاده به فرهنگ دوستان ايران،

به مناسبت سومين سال تاسيس کميته بين المللی نجات پاسارگاد

 

خانم ها، آقايان!

بنا بر اسناد و مدارک غير قابل انکار ـ از نظرات کارشناسان و باستانشناسان و کاوشگران دلسوز سرزمين مان گرفته تا عکس ها و فيلم های موجود ـ و همچنين بر اساس نوشته های خبرنگاران شجاع و علاقمند به فرهنگ ايرانزمين، کليه آثار باستانی و فرهنگی و تاريخی کشورمان در لبه ی نابودی  قرار گرفته اند. اين وضعيت به خصوص از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد و رياست  آقای اسفنديار رحيم مشايي بر سازمان ميراث فرهنگی و انتخاب همراهانی  ناآشنا به امور، چه در حوزه ی فرهنگ ايرانزمين و چه در قلمروی فرهنگ امروز جهانی، روز به روز شدت گرفته است.

براساس اين مدارک و اسناد، تقريباً کليه آثار باستانی، تاريخی و فرهنگی مربوط به قبل از اسلام و بيشتر آثار غير مذهبی يا در ارتباط با مذاهب ديگر، مثل کليساهای قديمی و يا معابد زرتشتی، به طور کاملا عمدی و به صورت روزمره، يا به ويرانی کشانده شده اند و يا هم اکنون در آستانه ی ويران شدن قرار دارند. اين آثار يا به دست باد و باران و طبيعت رها شده و يا به وسيله ی «افراد ناشناس!» تخريب شده اند. همچنين افرادی که با نام «حفاران غير مجاز» معروف اند در روز روشن منطقه های باستانی را زير و رو کرده و آثار ارزشمند باستانی ايران را به سرقت می برند و اين آثار پس از چندی سر از موزه های شخصی و عمومی کشورهای ديگر در می آوردند.

«موجه» ترين شکل اين ويرانگری هم با مدد گرفتن از سد ها، دکل های برق، کارخانه های مواد شيميايي، ريل های قطار، انفجارهای پياپی برای جاده سازی، فرودگاه سازی، استفاده از معادن و .. انجام می گيرد و، پس از آغاز هر پروژه ی ويرانگری، همواره گفته می شود که اين تأسيسات «به صورت تصادفی» درست از وسط محوطه های باستانی و مهمترين آثار تاريخی ـ فرهنگی ما سر درآورده اند. اما شگفت اين که هيچ کدام از اين عمليات «تصادفاً» در کنار مسجدی صورت نمی گيرند و «حفاران غيرمجاز» به ناشناس ترين و دورافتاده ترين امامزاده ها هم کاری ندارند!

بقیه در ادامه مطلب 


[ ]
+
صادق هدایت
زندگی نامه صادق هدایت

 

صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.

در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.

در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.

در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.
 
درباره صادق هدایت واثار او در ادامه مطلب

[ ]
+

قالب ساز آنلاين
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
سايت اصلي - لينك باكس تمام اتوماتيك