اشعار زیبایی از خیام
ای صاحب فتوا، ز تو پر کارتریم
با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان
انصاف بده کدام خون خوار تریم
***
شیخی بزنی فاحشه گفتا : مستی
هرلحظه بدام دگری پا بستی
گفتا: شیخا هر آنچه گویی هستم
آیا تو چنانکه می نمایی هستی ؟
***
گویند : بهشت و حور عین خواهد بود
آنجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک ؟
چون عاقبت کار همین خواهد بود!
***
گویند : بهشت با حور خوش است
من می گویم که : آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
***
گویند : بهشت و حوض کوثر باشد
جوی می و شیر وشهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد
***
امروز که نوبت جوانی من است
می نوشم از آنکه کامرانی من است
عیبم نکنید، اگر چه تلخ است خوش است
تلخ است، از آنکه زندگانی من است
***
نا آمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه میکشیم، نیایند دگر
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
و آسوده کسی که خود نزاد از مادر
***
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
[ ]
+ دست نوشته در ساعت1:47 توسط
هر چند در روايات و معلومات اسلامي ، به نقل برخي از مفسرين ، مراد « از ذو القرنين » در قران مجيد ، به احتمالي ، شخص كوروش بوده است . لكن بدون شك ، نامبرده ، بزرگترين و برترين اعلاميه حقوق بشر دوران باستان را اعلام و اجرا كرده است .در خصوص ترجمه عبارت متن كتبيه كوروش ، در كتاب « سرزمين جاويد » ،تاليف ، ماژيران موله – هرتزفلد – گيرشمن ـ نويسنگان در اين كتاب ، اذعان دارند كه ، منشور آزادي كوروش ( در حدود ۲۵۴۳ سال قبل ) به مراتب از اعلاميه حقوق ،بشر انقلابيون فرانسه در قرن ۱۷ ميلادي و اعلاميه حقوق بشر قرن ۲۰ ميلادي سازمان ملل متحد ، برتر و معنويت بيشتري دارد .
منشور و اعلاميه كوروش ، در سال ۵۳۹ قبل از ميلاد ، بعد از تسخير و فتح شهر بابل صادر شده است . كوروش بعد از خاتمه زمستان در اولين روز بهار ، در بابل تاجگذاري كرد . شرح كامل تاج گذاري كوروش و حوادث آن دوران ، به صورت مفصل توسط « گزنفون » سردار و مرد جنگي و فيلسوف و مورخ يوناني ظبط و بيان شده است .كوروش بعد از تاجگذاري ، در معبد مردوك خداي بزرگ بابل ، منشور آزادي نوع بشر را قرائت نمود .
متن سخنراني و كتبيه كوروش تا اين اواخر نامعلوم بود . تا اينكه اكتشافات در بين النهرين از ويرانه قديم شهر « اور » كتبيه اي بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد ، همان متن منشور آزادي نوع بشر ، كوروش ميباشد .اين كتيبه سنگي اينك در كتابخانه ملي انگلستان نگهداري مي شود و بدون ترديد ، از قديمترين و مهمترين اسناد حقوق بشر ، در تاريخ باستان مي باشد .
در اين كتبيه كوروش خود را معرفي نموده و اسم پدر ، جد اول ، دوم و سوم خويش را نام مي برد و اعلام مي دارد كه پادشاه ايران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه ( كشورهاي اطراف ايران ) مي باشد ، آنگاه در مقام بيان حقوق بشر و منشور آزادي خويش اعلام مي دارد :
ترجمه عين كتبيه…
اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد. من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد، و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير مي شود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران.من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند
[ ]
+ دست نوشته در ساعت1:35 توسط
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ؛وی در جمع اعضای مجمع فرهنگیان،کانون صنفی معلمان،سازمان معلمان ایران با اشاره به ضرورت نظارت بر انتخابات ، افزود: ضرورت نظارت بر انتخابات لازمه ی حرمت و رای آزادانه ی مردم است به همین دلیل نظارت وجود دارد و این مهم رااز آنجا تنها به دولت واگذار نکرده اند که ممکن است با پول و زوری که دولت دارد بر انتخابات اعمال قدرت کند.
خاتمی اما در تکمیل بحث نظارت بر انتخابات اظهار داشت: به گونه ای نظارت کنیم که مردم آزادانه انتقاد کنند نه اینکه نظارت را طوری معنا کنیم که تعیین می کنیم مردم به چه کسانی رای بدهند! این خلاف قانون اساسی است.این مسائل لااقل برای ما قابل گذشت نیست.
رییس جمهور سابق کشورمان با اشاره بر آنچه که در چهار سال اخیر بر کشور رفته است، اعلام کرد که مردم و کسانی که می خواهند در انتخابات حضور یابند مطمئن باشند با وضعیتی که در حال حاضر داریم هیچ دولتی هر چند کار آمد باشد نمی تواند با هیچ معجزه ای وضع را به چهار سال پیش برگرداند. مردم باید تحمل کنند؛اما هر کس می آید باید طوری برنامه ریزی کند که به سوی بهتر شدن اوضاع حرکت کند.
وی با تاکید بر تعامل تمامی دستگاهها در انتخابات در پیش روی ریاست جمهوری افزود: همه دستگاهها باید با هم باشند. صدا و سیما در تقابل نباشد البته نمی گویم دائما تعریف و تمجید کند بلکه تشکیلاتی که اصلا وظیفه خود را تبلیغات و به اصطلاح افشاگری ودخالت در اموری می داند که نباید دخالت کنند در مقابل نایستند.
خاتمی ادامه داد: آنهایی که باید به تقوا دعوت کنند و واقعیات را به مردم بگویند بی تقوایی نکنند و در مقابل دولت نایستند؛اگر همه با هم باشند مردم هم توجیه می شوند و می توان در عرصه آمد.
رییس جمهور سابق ایران، با اشاره به منزلت معلم و با اشاره به گلایه بعضی از معلمان؛ اهانت به این قشر زحمتکش را ناروا خواند و گفت: مورد اهانت قرار دادن معلم نه تنها روا نیست بلکه هیچ کس حق کوچکترین اهانت به دشمنی که محکوم به اعدام باشد یا بدترین عمل مرتکب شده باشد را ندارد. چه برسد به آنکه خدایی ناکرده شکنجه جسمی و روحی نیز بشود؛ نظام جمهوری اسلامی برای این پدیدآمد که دیگر شاهد این مسائل نباشیم و ...........
[ ]
+ دست نوشته در ساعت10:38 توسط
نامه یزدگرد سوم پادشاه ایران به عمر خلیفه اعراب

تو در اين نامه ما ايرانيان را به سوی خدای خود که "الله "نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بدانيد ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهيد که به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرست شويم.
شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته يي ولی آگاهيهای تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک، هزاران سالست که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتا پرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های مردمی و نيکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابانها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناهتان را زنده بـــــــــــــــــــــــــــه گور می کرديد.
تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه اين زشتيها بيزاريم، می خواهند آموزش خدا پرستی بدهند؟
به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذير آنها، دلها و روانهای ما را به يکديگر نزديک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دلهای خود هماره زنده نگهداريم.
خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد.
شما از دل بيابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خدا پرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سالست شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را همچون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟
امروز تنها نا يکسانی که مردم ايران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند.زيرا "الله" شما تنها زبان عربی می داند.
به تو سفارش می کنم به دل همان بيابانهای سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دخترانشان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش.
آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هر جا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاريهای تو و تازيان، چشم خواهند پوشيد.
شما با همان "الله" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.
یزدگرد ساسانی
[ ]
+ دست نوشته در ساعت1:24 توسط


سخنان ایت الله طالقانی در باره حجاب در اوائل انقلاب



زنان هم پای مردان در کلیه مقاطع



فرح،علی نصیریان و عزت الله انتظامی






[ ]
+ دست نوشته در ساعت22:15 توسط
|
| |
|
[ ]
+ دست نوشته در ساعت2:31 توسط
پس از آنکه سایت سینمایی معتبر imdb نام گلشیفته فراهانی را به جمع بازیگران این فیلم اضافه کرد، کمپانی برادران وارنر هم چهارشنبه شب در تریلر جدیدی که از فیلم منتشر کرد تصاویری از بازی فراهانی را قرار داد تا سرانجام شایعه یی که یک سال است در محافل سینمایی و رسانه یی به گوش می رسد، تایید شود.
فیلم بر مبنای کتابی به همین نام نوشته دیوید ایگناتیوس یادداشت نویس معروف روزنامه واشنگتن پست ساخته شده است. این کتاب آوریل سال 2007 به بازار آمد و بلافاصله حقوق سینمایی آن توسط کمپانی معروف برادران وارنر خریداری شد.
رمان «مجموعه دروغ ها» مضمونی در ارتباط با مبارزه با تروریسم دارد و داستان یک مامور سیا به نام راجر فریس است که برای پیدا کردن یک تروریست مهم از سران القاعده به نام «سلیمان» به اردن می رود. کتاب تا حدودی به نقد سیاست های مداخله گرایانه آمریکا می پردازد و در مجموع اثر منتقدانه یی محسوب می شود.
در برگردان سینمایی این رمان تغییراتی ایجاد می شود که یکی از مهم ترین آنها اضافه شدن شخصیتی به نام «عایشه» است که در داستان اصلی با نام «آلیس» وجود داشت. شخصیتی که قهرمان داستان در جریان پیدا کردن سلیمان دلباخته اش می شود.
گلشیفته فراهانی ایفاگر نقش عایشه است در حالی که نقش نخست فیلم را لئوناردو دی کاپریو بازی می کند و راسل کرو هم بازیگر نقش مهم دیگری در فیلم است.
فیلمبرداری فیلم سال گذشته آغاز شد و بخش های مربوط به اردن در شهر رباط مراکش فیلمبرداری شده است. گفته می شود بعد از انتخاب گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم سازندگان آن تغییراتی در فیلمنامه اولیه انجام داده اند تا حضور فراهانی در فیلم با موازین خاص حقوقی و قانونی کشور در تضاد نباشد.














[ ]
+ دست نوشته در ساعت2:30 توسط
|
مهاجرت «گلشيفته فراهاني» به آمريكا | |||||
|
او كه در مراسم اكران فيلم «مجموعه دروغها» در نيويورك حضور داشت گرچه از عشق و علاقهاش به ايران سخن گفت، اما به روزنامهي «نيويورك ديلي نيوز» اعلام كرد: «ميخواهم در اينجا (آمريكا) بمانم. من براي فيلم «شاهزاده فارسي» فرصت تست بازي را از دست دادم، اما ديگر نميخواهم چنين فرصتهايي را از دست بدهم.» بازيگر فيلم «ميم مثل مادر» كه بههمراه همسرش، «امين مهدوي» در فرانسه زندگي ميكند، در فيلم «مجموعه دروغها» ساخته «ريدلي اسكات» نقش پرستاري بهنام «عايشه» را در مقابل «لئوناردو ديكاپريو» بازي ميكند. فراهاني درباره ديكاپريو گفت: «ديكاپريو خارقالعاده بود. او كمك زيادي به من كرد. اگر او نبود، بازي در اين فيلم براي من بسيار دشوارتر ميبود. او نه تنها يك بازيگر بزرگ، كه يك انسان بزرگ است.» فيلم «مجموعه دروغها» به كارگرداني «ريدلي اسكات» و نقشآفريني «لئوناردو ديكاپريو» و «راسل كرو» روز يكشنبه در مركز لينكولن نيويورك براي اولينبار اكران شد. «ديکاپريو» در اين فيلم نقش «راجر فريس»، مامور سازمان اطلاعات جاسوسي آمريكا که به اردن فرستاده ميشود و «راسل کرو» نقش «اد هافمن» که با «فريس» همکاري ميکند، را بازي كردهاند. فيلم «مجموعه دروغها» پيش از آمريكا، روز پنجشنبه در استراليا اكران ميشود و پس از آن در كانادا، ونزوئلا، روسيه، كرهجنوبي، مصر و لهستان بهروي پرده سينماها خواهد رفت. برنامهي اكران اين فيلم در ماه نوامبر نيز با نمايش در كشورهاي اسپانيا، فرانسه، سوئد، بلژيك، آلمان، يونان، اتريش و چندين كشور ديگر ادامه خواهد يافت. اين فيلم در شصتوپنجمين جشنواره فيلم ونيز در بخش خارج از مسابقه حضور داشت و براي مراسم اختتاميه دومين جشنواره فيلم خاورميانه در ابوظبي امارات نيز انتخاب شده است. |
[ ]
+ دست نوشته در ساعت2:24 توسط
سروش کودکان توسط صدا و سیما منتشر می شود.
گویا مسئولین قصد دارند با تعمیم اعدام ها به کودکان کارنامه درخشان حقوق بشریشان را
درخشانتر کنند و رکورد جهانی ان را که متعلق به چین با جمعیت میلیاردی است را بشکنند،
از این روست که به ترویج ان میان کودکان پرداخته اند.
[ ]
+ دست نوشته در ساعت23:18 توسط


تخم مرغ دزد دیروز



انرژی هسته ای در دستان احمدی نژاد مثل کبریت در انبار باروت

این قطعنامه ها هیچ تاثیری رو ایران نذاشته.و ملت ایران خوشبخت ترین ملت دنیاست.!!!!!!!!


[ ]
+ دست نوشته در ساعت9:26 توسط
خوشبختي
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچههاي بعدي زندگي بهتر...
ولي وقتي ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.
بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.
فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.
با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،
به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم...
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و ...
بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع ميشناسيم.
اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جادهاي بسوي خوشبختي وجود ندارد.
خوشبختي، خودٍ همين جاده است. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.
2. برندههاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.
روزهاي تشويق به پايان ميرسد!
نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!
برندگان به زودي فراموش ميشوند!
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بودهاند ، بگوييد.
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.
3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيدهاند، به ياد بياوريد.
4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
افرادي كه به زندگي شما معني بخشيدهاند، ارتباطي با "ترينها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبردهاند، ...
آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .
كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟
اجازه دهيد كمكتان كنم.
شما در زمره مشهورترين نيستيد...،
اما از جمله كساني هستيد كه براي درميان گذاشتن اين پيام در خاطرمن بوديد.
مدتي پيش، در المپيك سياتل، 9 ورزشكار دو و ميداني كه هركدام گرفتار نوعي عقب ماندگي جسمي يا روحي بودند، بر روي خط شروع مسابقه دو 100 متر ايستادند، مسابقه با صداي شليك تفنگ، شروع شد.
هيچكس ، آنچنان دونده نبود، اما هر نفر ميخواست كه در مسابقه شركت كند و برنده شود.
آنها در رديفهاي سه تايي شروع به دويدن كردند، پسري پايش لغزيد ، چند معلق زد و به زمين افتاد، و شروع به گريه كرد.
هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند. حركت خود را كند كرده و از پشت سر به او نگاه كردند...
ايستادند و به عقب برگشتند... همگي...
دختري كه دچار سندرم دان (ناتواني ذهني) بود كنارش نشست، او را بغل كرد و پرسيد "بهتر شدي ؟"
پس از آن هر 9 نفر دوشادوش يكديگر تا خط پايان گام برداشتند. تمام جمعيت روي پا ايستاده و كف زدند. اين تشويقها مدت زيادي طول كشيد.
شاهدان اين ماجرا، هنوز هم در باره اين موضوع صحبت ميكنند. چرا؟
زيرا از اعماق درونمان ميدانيم كه در زندگي چيزي مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد.
مهمترين چيز در زندگي، كمك به سايرين براي برنده شدن است. حتي اگر به قيمت آهسته تر رفتن و تغيير در نتيجه مسابقه اي باشد كه ما در آن شركت داريم.
http://roshanimangolaab.blogfa.com
[ ]
+ دست نوشته در ساعت9:21 توسط
مهرگان بعد از نوروز رده دوم را از نظر اهميت جشنها دارا ميباشد . از آنجا که نوروز آغاز سال جديد ميباشد - مهرگان هم آغاز فصل زمستان است . اين جشن روز مهر از فصل مهر مي باشد ( 10 مهر ) . فلسفه اين جشن مهم ايراني به دوران ضحاک تازي باز ميگردد . ضحاک و اقوام او مدتهاي مديدي بر ايران حکومت ميکردند و عده کثيري از جوانان ايران زمين را به قتل رسانده بودند و مردم از ظلم و جنايات آنان به تنگ آمده بودند . در آن زمان کاوه آهنگر از ميان مردم بر خواست و با برافراشتن چرم آهنگري خود که بعدها درفش کاوياني نام گرفت رهبري براندازي ضحاک تازي را بر عهده ميگيرد و او را با ياري مردم در کوه دماوند زنداني ميکنند و به ظلم او پايان ميدهند . به گفته هاي زيادي در تاريخ پرچم ايران نيز پس از کاوه آهنگر پديد آمد و درفش کاوياني به پرچم ملي ايرانيان مبدل گرديد . سپس با آرا و پشتوانه مردم و کاوه آهنگر فريدون را بر تخت شاهي ايران نشانند و ايرانيان زندگي را با آرامش سپري نمودند . گفته شده است که تاجگذاري اردشير بابکان موئسس شاهنشاهي ساسانيان مقارن بوده است با جشن مهرگان . زيرا هخامنشيان و اشکانيان و ساسانيان اين جشن را از بزرگترين جشنهاي ملي ميدانستند . بعد ها آغاز فصل مهر و آغاز مدارس را به احترام جشن مهرگان شروع نمودند و آنرا جشن فرهنگي مهرگان ناميدند . ابوريحان بيروني در کتاب آثارالباقيه درباره جشن مهرگان مي نويسد : در روز مهرگان فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون را بر تخت شاهي قرار دادند . سپس ضحاک را در کوههاي دماوند زنداني نمودند و مردمام ايران را از گزند او آزاد ساختند . بني اميه با تعصب ضد ايراني خود که از افراطيون اسلامي بود زرتشتيان ايران را در روز مهرگان وادار ميساخت تا هدايايي بسياري به او تقديم کنند .
جرجي زيدان در کتاب تمدن اسلامي مقدار اين باجها و هدايا را پنج تا ده ميليون درهم ذکر کرده است . جشن مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر افزا اي نگار مهر چهر مهربان مهرباي کن و به جشن مهرگان و روز مهر مهرباني به – به روز مهر و جشن مهرگان واژه مهر پيمان و دوستي معني ميدهد . در ايران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز داراي اهميت ويژهاي بود . دليل آن اين است كه هر دو آغاز فصلهاي سال را نويد ميدادند . نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه ميآوردند زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع ميشد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع ميشد تا شش روز پس از آن ادامه مييافت و جشن شادي بر پا ميشد . انگيزهاي كه به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت ميدهند پيروزي ايرانيان بر ضحاك ستمگر ، به رهبري كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند . اين جشن در روز 10 مهر ، روزي كه نام روز و ماه يكي بود جشن گرفته ميشد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت . از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته ميشد . ( اعتدال پاييزي اول مهر صورت ميگيرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزي است . از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد . مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشنهاي ملي هم به گونهاي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان ميدهد . ولي ، در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه را دارد . از نظر ديني ، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است . هم اكنون زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نيايشگاه ميروند . با تهيه خوراكهاي سنتي از يكديگر پذيرايي ميكنند و با نيايش و برنامههاي فرهنگي مانند سخنرانيهاي ملي و آييني سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادي بر پا ميدارند .
[ ]
+ دست نوشته در ساعت4:47 توسط
اعتماد- شيوا آباء؛ عدم اجازه ورود به جمعي از تماشاگران زن در بازي سايپا-کروفچي در چهارشنبه گذشته موجب شد گروهي از فعالان حقوق زنان و اعضاي کمپين حمايت از حضور زنان در استاديوم ها طي نامه يي به کنفدراسيون فوتبال آسيا شکايت کنند. چندين ماه قبل در پي نامه مستقيم «بن همام» رئيس کنفدراسيون آسيا که در آن قيد شده بود زنان ايراني هم مانند ساير زنان کشورهاي اسلامي حق حضور و تماشاي مسابقات فوتبال ليگ قهرمانان آسيا را دارند، اعضاي کمپين نامه نگاري هاي مستقيم را با سران فوتبال آسيا آغاز کردند و يکي از اعضا در سفري که به مالزي داشت مستقيماً با بن همام ملاقات کرد و نسبت به تحريم حضور دختران در ورزشگاه ها با وي به گفت وگو پرداخت که البته نتايج اميدوارکننده يي را به همراه داشت.دو هفته قبل از نخستين بازي «سايپا» نماينده ايران با کروفچي ازبکستان در چارچوب رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا نامه نگاري ها با کنفدراسيون آسيا و ناظر ديدار رنگ جدي تري به خود گرفت. چهارشنبه گذشته تيم کروفچي ازبکستان همراه با ريوالدو ستاره سال هاي گذشته برزيل به ايران آمد تا مقابل سايپا صف آرايي کند.داستان روز چهارشنبه را عارفه اين طور تعريف مي کند؛ «از آنجايي که مسابقه تحت نظر AFC انجام مي شد و ما تا آخرين لحظه با ناظر بازي مکاتبه داشتيم فکر مي کرديم که مي توانيم اين بازي را از جايگاه تماشاگران ببينيم، همراه
يک سري از دختراني که بعضي از آنها براي مسابقات قبلي هم به ورزشگاه آمده و با درهاي بسته مواجه شده بودند به استاديوم آزادي رفتيم، تصور مي کرديم چون بازي ملي نيست قاعدتاً بايد ورزشگاه نسبتاً خلوت باشد اما اشتباه مي کرديم. حضور ريوالدو در اين بازي باعث شده بود علاقه مندان زيادي به ورزشگاه بيايند. مقابل در غربي استاديوم آزادي يکي از افسران امنيتي مانع ورود ما به ورزشگاه شد اما برخلاف دفعات پيش برخورد نامناسب و تندي با ما نکردند. در جواب اعتراضات ما مبني بر اينکه حق قانوني زنان ايراني حضور در ورزشگاه براي تماشاي بازي هاي ليگ آسياست به ما گفت که بهتر است برويم از فدراسيون فوتبال و شخص جناب علي آبادي شکايت کنيم. مشاجرات بالا گرفت و جالب اينکه در اين ميان مرداني که براي تماشاي بازي آمده بودند با اعتراض به ماموران امنيتي مي خواستند تا اجازه بدهند ما وارد ورزشگاه شويم، اما در نهايت از ما خواستند به در شرقي برويم، شايد از آنجا بتوانيم وارد شويم. در شرقي خيلي شلوغ بود و سربازها همان جا نزديک به قسمت بازرسي جلوي ما را گرفتند و با سربازي که ما را تا آنجا راهنمايي کرده بود هم برخورد لفظي کردند. فرمانده سربازها هم در حالي که تلاش مي کرد رفتارش دوستانه و مودبانه باشد ما را تا در خروجي هدايت کرد و در نهايت باز هم نتوانستيم وارد ورزشگاه شويم. اما نکته جالب اينجاست که دختربچه هاي هفت، هشت ساله در حالي که دست شان در دست پدران شان بود وارد جايگاه مي شدند و هيچ کس مانع ورود آنها نمي شد.» در حالي که تا آخرين ساعات شروع ديدار دو تيم سايپا و کروفچي همه شواهد دال بر اين بوده که زنان شايد بتوانند وارد ورزشگاه شوند، اين اتفاق نمي افتد. اما پيش از انجام مسابقه از آنجايي که احتمال ممانعت ورودشان داده مي شد، مسوولان کنفدراسيون آسيا از اعضاي کمپين خواستند با تهيه فيلم و گزارش مستند اين مشکل را به طور قانوني و رسمي با آنها در ميان بگذارند تا مساله به شکل جدي با مسوولان فدراسيون فوتبال ايران مطرح و پيگيري شود.
[ ]
+ دست نوشته در ساعت2:45 توسط











ایسنا: گلشيفته فراهاني بازيگر سينماي ايران در مصاحبهي با يك روزنامهي آمريكايي تلويحا اعلام كرد كه از ايران مهاجرت كرده است.