وب نوشته - محمدعلی ابطحی : ماجرای پرتاب لنگه کفش به سوی بوش در رسانههای ایران خیلی مورد توجه قرار گرفته است. اینکه بسیاری از مردم عراق و صلحطلبان دنیا از سیاستهای آقای بوش ناراضی هستند قابل انکار نیست. اعتراض به سیاستمداران هم در همه جای دنیا مرسوم است. در جاهائی که آزادی بیشتری هست، اعتراضها رسمیتر و علنیتر و در جاهائی که اختناق بیشتری هست اعتراضها زیرزمینی و سرکوب شده و غیرخبری است. اما بیشک این کار، به جای آنکه بتواند عمق ناراحتی مردم عراق و دنیا را از رفتار آتشافروزانه و جنگخواهانه بوش در طور زمامداریش نشان دهد، باعث شد که اصل آن سیاستها تحت تاثیر یک لنگه کفش که افکار عمومی دنیا آن را نشانه ی اعتراض نمی دانند وفقط آن را بیادبی و کاری احساساتی ساده تلقی میکنند، قرار بگیرد. پرتاب لنگه کفش که خبر مهم دنیا شد، بدی سیاست جنگ افروزانهی بوش را به حدی نازل کرد که هم بوش بتواند ادعا کند که مردم زیر دیکتاتوری صدام اینقدر آزاد شدهاند و هم خیلی از عراقیها که با سیاست بوش مخالف بودند آنرا اهانتی به فرهنگ خودشان تلقی کنند و هم نقد سیاست جنگافروزانه بشرسوز بوش در آخرین روزهای مدیریتش تحتالشعاع این کار قرار گیرد.خوشحالی بعضی مسئولان و بعضی خطبا و بعضی رسانههای ایرانی از این ماجرا خیلی بی معنا است. پرتاب کفش نه کار سخت و پیچیده ی نظامی است ونه نشانه ی اعتراض عمیق و عمومی است. احساساتی بودن در درون افراد عادی شاید قابل پذیرش باشد ولی در میان کسانیکه دیدگاه و نظر آنان در دنیا پژواک دارد می تواند فاجعه بار باشد.
[ ]
+ دست نوشته در ساعت17:0 توسط




